دستگاه عصبی

بدین ترتیب که رشته های عصبی به طور گسترده ای منشعب می شوند و یک سلول پیش عقده ای ممکن است مسافتهای بسیار طولانی را طی کند تا با سلول پس عقده ای سیناپس حاصل کند . جسم سلولی رشته های عصبی پیش عقده ای اعصاب سمپاتیک در طناب نخاعی از اولین قطعه پشتی تا دومین و سومین قطعه کمری قرار گرفته اند . آنها ستونهای میانی – داخلی و میانی – خارجی ماده خاکستری را تشکیل می دهند . در بعضی مواقع در عقدهای سمپاتیک ممکن است تعداد نورون های پیش عقده ای به نورون های پس عقده ای به نسبت یک به بیست برسد . تداخل عصب گیری چنان است که در بعضی مواقع تعداد زیادی از الیاف پیش عقده ای با یک نورون پس عقده ای سیناپس حاصل می کنند . تقسیمات عقده های سمپاتیک به صورت دو زنجیر عقده های مهره ای ، در دو طرف نخاع و عقده های جانبی قرار گرفته اند ، رشته های عصبی پیش عقده ای میلین دار همان انشعابات ماده سیند را تشکیل می دهند ، در صورتی که رشته های عصبی پس عقده ای فاقد غلاف میلین همراه با بعضی از الیاف آوران ناحیه احشایی از انشعابات ماده خاکستری می گذرند . عقده های مهره ای را می توان به عقده های گردنی ، پشتی کمری و خاجی تقسیم کرد . قسمت گردنی معمولا" از سه عقده تشکیل شده است . عقده گردنی فوقانی در تشکیل عصب سبات داخلی ، عصب وداجی ، عصب گردنی ، قلب ی فوقانی و عصب سیات خارجی شرکت می کند . عقده گردنی میانی در تشکیل عصب گردنی – قلب ی میانی شرکت می کند . عقده گردنی تحتانی گاهی با اولین عقده پشتی یکی می شود که در آن صورت عقده ستاره ای نامیده می شود که در تشکیل عصب قلب ی تحتانی شرکت می کند . عقده های گردنی و اعصاب مربوط قلب ، شش ها ، چشم پوست ، غدد ناحیه و سرو گردن را عصب می دهند . تعداد عقده های پشتی متفاوت است ، ولی معمولا" بین ۱۰ الی ۱۱ عدد هستند . عقده های کمری ۳ الی ۴ عدد و عقده های خاجی ۴ الی ۵ عدد هستند . در ناحیه خاجی دو زنجیر مهره ای به هم نزدیک می شود و در ناحیه دنبالچه ای به هم متصل می شوند . نیمه اول عقده های پشتی دستگاه سمپاتیک ششها ، قلب و مری را عصب می دهند . عقده هایی که متصل شده اند ، عقده دنبالچه ای را تشکیل می دهند . در صورتی که تمام عقده های نواحی پشتی ، کمری و خاجی الیاف پس عقده ای خود را به غدد ، عضلات راست کننده مو و رگهای خونی بدن می رسانند . قسمت خاجی ابتدا ناحیه پایینی بدن و قسمت انتهایی اندامهای محیطی را عصب می دهد. رشته های پیش عقده ای که از پنجمین عقده پشتی تا دومین عقده کمری سرچشمه می گیرند ، مستقیما" از عقده های مهره ای عبور می کنند و در عقده های جانبی یا محیطی مختلف ختم می شوند . رشته های پیش عقده ای پنجمین تا دهمین عقده های پشتی عصب احشایی بزرگ را تشکیل می دهند که به عقده احشایی می روند . سپس ، رشته های پس عقده ای که به آئورت ، مری ، مجرای لنفاوی سینه ای و سیاهرگ خرد یا به عقده امعایی ختم می شوند که رشته های عصبی پس عقده ای امعایی به اندامهای احشایی ( کبد ، لوزالمعده ، غدد فوق کلیوی ، روده و غیره ) ختم می شوند .

 

الیاف عصبی پیش عقده ای که از نهمین و دهمین عقده های پشتی عبور می کنند .

 

عصب احشایی کوچک را تشکیل می دهند که در عقده آئورتی – کلیوی ختم می شوند .

 

الیاف عصبی تشکیل دهنده عصب احشایی کوچکتر ، در صورت وجود ، از آخرین عقده پشتی عبور می کنند و در شبکه کلیوی ختم می شوند . سایر عقده های جانبی که رشته های عصبی پیش عقده ای را از قسمت پایین عقده های پشتی و قسمت کمری زنجیر مهره ای دریافت می دارند . شامل عقده های مزانتریک فوقانی و تحتانی می باشند که رشته های عصبی پس عقده ای خود را به قسمت پایینی روده و مجرای ادراری تناسلی می فرستند .

 

گیرنده های عصبی – گیرنده های کولی نرژیک

 

ایل در سال ۱۹۱۴ شروع به تحقیق درباره اثرات استرها و اتری های مختلف کولین از جمله استیل کولین کرد . او در حین مطالعاتش متوجه شد که استیل کولین دارای دو نوع اثر متفاوت است . یکی از آن دو اثر که قبلا" مورد توجه دانشمندان قرار گرفته بود ، به اثر موسکارین و اثرهای حاصله از تحریک اعصاب مربوط به انشعابات مغزی و خاجی دستگاه اعصاب ارادی ( خودکار ) شباهت دارد . اغلب این اثرها مخالف اثرهای حاصله از اعصاب سمپاتیک و یا آدرنالین هستند و ایل آنها را اثرهای موسکارینی نامید . به علاوه او متوجه شد که می توان از بروز این اثرها توسط آتروپین جلوگیری کرد . اثر دوم استیل کولین شبیه به اثر نیکوتین ( در صورت مصرف مقدار کم ) است که در قسمتهای مشخصی اثر می کند و به وسیله مقدار زیاد نیکوتین و همچنین ترکیبات مختلف چهارتایی آمونیوم مهار می شود .

 

در نتیجه این تحقیقات مقدماتی که بیانگر دو اثر مشخص و مجزای استیل کولین بود امکان بیان وجود دو نوع گیرنده عصبی در دستگاه اعصاب کولی نرژیک میسر شد . آن دسته از اثرهای استیل کولین که شبیه به اثرهای حاصله از تحریک اعصاب پاراسمپاتیک است و به وسیله آتروپین مهار می شوند اثر موسکارینی و گیرنده های عصبی مربوط را گیرنده های موسکارینی می نامند که در قلب ، عضلات صاف و غده ها وجود دارند . آن دسته از اثرهای استیل کولین که شبیه به اثر نیکوتینی و گیرنده های عصبی مربوط را گیرنده های نیکوتینی می نامند . این گیرنده ها در محل ارتباط عصب و عضلات مخطط ، عقده های دستگاه عصبی خودکار و غده های فوق کلیه وجود دارند .

 

گیرنده آدرنرژیک

 

در سال ۱۹۴۸ آهل کوئیست در توجیه اثر تحریکی و مهاری اپی نفرین به این نتیجه رسید که شواهد به دست آمده دلیل بر وجود این است که اپی نفرین تنها ماده هدایت کننده جریان عصبی در انتهای سلول های عصبی پس عقده ای اعصاب سمپاتیک است . در صورتی که در همان ایام تئوری کانون و روزن بلویت مبنی بر وجود دو نوع ماده موثر به عنوان مواد مترشح عصبی مورد بحث بود : یکی به نام سمپاتین E که اثر تحریکی دارد و دیگری سمپاتین I که اثر مهاری داشته و باعث بروز اثرهای سمپاتیکی می شوند . باید توجه داشت که دو سال قبل از تحقیق آهل کوئیست ، وجود نوراپی نفرین به عنوان تنها ماده تنظیم کننده شیمیایی در اعصاب سمپاتیک توسط وان اولر به اثبات رسیده بود . در هر صورت فرضیه آهل کوئیست این بود که اعصاب سمپاتیک به عوض دو ماده موثر ، باید دو نوع گیرنده عصبی وجود داشته باشد :

 

یکی گیرنده های آلفا که تحریک آنها باعث انقباض رگها ، تحریک عضلات رحم و حالب انقباض پلک سوم ، باز شدن مردمک چشم و مهار شدن حرکات روده می شود . دیگری گیرنده های بتا که تحریک آنها باعث گشاد شدن رگها ، مهار شدن حرکات رحم ، گشاد شدن برونش و تحریک قلب می شود . به طور کلی تحریک گیرنده های آلفا موجب افزایش و تحریک گیرنده های بتا موجب کاهش فعالیت عضو موثر می شود . البته لازم به یادآوری است که استثنائاتی هم وجود دارد . به عنوان مثال : تحریک گیرنده های آلفا در دستگاه گوارش باعث کاهش فعالیت معده و روده و تحریک گیرنده های بتا در قلب موجب افزایش ضربان و کار قلب می شود . امروزه فرضیه آهل کوئیست جهت درک مطالب مربوط به فارماکولوژی دستگاه اعصاب خودکار و نیز داروهایی که بر روی این دستگاه اثر می کنند شناخته و مورد قبول واقع شده است . احتمالا" یکی از مهمترین نتایج حاصله از این تقسیم بندی گیرنده های اعصاب خودکار ( علاوه بر مفید بودن در آموزش ) ، تاثیر آن جهت ساختن و پیدایش داروهای مختلف با اثرهای خودکاری است البته بعضی از این داروها دارای ارزش درمانی بسیار مهمی بوده که در میان آنها می توان داروهای موثر در درمان شوک ها و بیماریهای قلب ی را نام برد .

 

به طور خلاصه ، گیرنده های عصبی موجود در دستگاه اعصاب خودکار که مواد هدایت کننده جریان عصبی در روی آنها اثر می کنند به ترتیب عبارتند از :

 

گیرنده های کولی نرژیک

 

گیرنده های موسکارینی – در عضلات صاف ، قلب و غده ها وجود دارند که به وسیله آتروپین دچار وقفه می شوند . گیرنده های نیکوتینی – در محل ارتباط عصب و عضلات مخطط عقده های خودکار و غده های فوق کلیه وجود دارند و به وسیله نیکوتین با غلظت زیاد دچار وقفه می شوند .

 

گیرنده های آدرنرژیک

 

گیرنده های آلفا – به استثنای گیرنده های موجود در لوله گوارش معمولا" تحریکی هستند . گیرنده های بتا – به استثنای گیرنده های موجود در قلب معمولا" مهاری هستند .

 

استیل کولین

 

ما توجه خود را به داروهای کولی نرژیک معطوف می داریم . این عوامل فارماکولوژیک ، با مداخله و یا با تقلید نمودن عمل فیزیولوژیک ماده هدایت کننده جریان عصبی استیل کولین خواص خود را ظاهر می سازند . در حقیقت در این گروه ، داروها بر حسب اختصاصی بودن عمل ، محل جایگزینی و عمل فیزیولوژیک دردسته های مختلف قرار می گیرند .

 

استیل کولین رل بسیار مهمی به عنوان یک ماده هدایت کننده جریان عصبی در اعصاب کنترل کننده عضلات مخطط و صاف ( عضلات صاف رگی و احشایی ) ، عضله قلب و غده ها بازی می کند . برای درک اهمیت داروهای موثر بر روی اطن دستگاههای مهم ، ابتدا باید با اثرهای فیزیولوژیک استیل کولین آشنا شویم . البته به علت غیر فعال شدن سریع استیل کولین در بدن ، این ماده هیچ وقت به عنوان یک عامل درمانی مصرف نمی شود

/ 0 نظر / 344 بازدید